‏نمایش پست‌ها با برچسب university. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب university. نمایش همه پست‌ها

جمعه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۸

Higher Education in a Web 2.0 World - Report now released!

The Committee's final report, published at 00.01 on 12 May, is available below as a PDF file. (You need Adobe Acrobat Reader (free from here) or similar application to view PDF files)

There is also an accompanying Podcast (MP3 format), and a transcription of this (Word .DOC format)

Hard copies of the report can be obtained by completing the request at http://survey.jisc.ac.uk/heweb20

The Final Report
Press Release 12/05/09
Podcast
Podcast Transcription

Posted via web from eY

شنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۷

اسلایدهای دانشگاه اجتماعی

در طول یکی دو هفته گذشته، فرصتی به دست آمد که گزارشی از «دانشگاه اجتماعی» را برای دوستان انجمن جامعه‌شناسی و مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور ارائه دهم. بحث اصلی انجمن جامعه‌شناسی جایگاه اجتماعی دانشگاه بود و در مرکز تحقیقات سیاست علمی، موضوع سخنرانی اصلی، رابطه علم و تکنولوژی بود. به همین خاطر، در هر ارائه بخش‌های مختلفی از کارم را برجسته کردم. اسلایدهای این دو را با هم جمع کردم و اینجا می‌آورم.

اگر اسلایدها باز نمی‌شوند، به این صفحه بروید.

پنجشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۷

متافیزیک جدید وارد صحنه می‌شود

New Metaphysics

Series editors: Graham Harman and Bruno Latour

The world is due for a resurgence of original speculative metaphysics. The New Metaphysics series aims to provide a safe house for such thinking amidst the demoralizing caution and prudence of professional academic philosophy. We do not aim to bridge the analytic-continental divide, since we are equally impatient with nail-filing analytic critique and the continental reverence for dusty textual monuments. We favor instead the spirit of the intellectual gambler, and wish to discover and promote authors who meet this description. Like an emergent recording company, what we seek are traces of a new metaphysical "sound" from any nation of the world. The editors are open to translations of neglected metaphysical classics, and will consider secondary works of especial force and daring. But our main interest is to stimulate the birth of disturbing masterpieces of twenty-first century philosophy. Please send project descriptions (not full manuscripts) to Graham Harman, graham@rinzai.com. Open Humanities Press is an international Open Access publishing collective. OHP was formed by scholars to overcome the current crisis in publishing that threatens intellectual freedom and academic rigor worldwide. All OHP publications are peer-reviewed, published under open access licenses, and freely and immediately available online through www.openhumanitiespress.org.

آیا برای فکر کردن باید به دانشگاه رفت؟ آیا جریان‌های رسمی خروجی دانشگاه، اعم از کلمه، مفهوم، و دستگاه و آدم، توان حل مشکلات ما را دارند. چند درصد از جریان‌های امروز را سازمان رسمی دانشگاه می‌سازد؟

هر از چندی به استادی برای ترجمه و چاپ مقاله‌اش در یکی از مجلات دارای استاندارد «آی.اس.آی.» کمک می‌کنم. استادان دانشگاه‌های ایران برای ترفیع گرفتن باید مقاله‌ای در یکی از این نشریات چاپ کنند، در غیر این صورت نمی‌توانند به درجه استادی برسند. به تازگی وزارت علوم با فهمی که از اغراض سیاسی پشت پرده این استاندارد دارد، سخت در کار طراحی یک نظام آی.اس.آی مخصوص کشورهای اسلامی است که با دقت و وسواس زیاد دارند همان نظام آی.اس.آی. بین‌المللی را «بومی» می‌کنند. تا جایی که من می‌دانم حداقل دو دفتر به صورت موازی روی این پروژه کار می‌کنند.

تجربه خودم در کمک به تهیه و نگارش مقالات می‌گوید، حداقل در حوزه علوم انسانی ـ به جز یکی دو مورد کار جدی و درخشان، هیچکدام از این مقالات حرف تازه‌ای برای عرضه به جهان ندارند: یا همان حرف غربی‌ها را دوباره ترجمه کرده‌اند، مثل کاربرد نظریات هابرماس و هانتینگون و دیگران در فلان موضوع، یا یک گزارشی خشک و کسل کننده از وضعیت موجود ارائه داده‌اند که نسخه زنده‌اش در هر وبلاگ و روزنامه‌ای پیدا می‌شود. وضعیت دیگری هم هست: دو سال پیش مقاله‌ای ترجمه کردم که به علل عدم پیشرفت جهان اسلام در فلان موضوع می‌پرداخت؛ با زبانی که خیلی هم آکادمیک نبود می‌گفت: چون ما بدبختیم، جهان سومی هستیم، عقل نداریم، سازمان پذیر نیستیم. خریم. خواهش می‌کنم یک آدم غربی بیاید یک کاری با ما بکند که آدم شویم. اسمی از من روی آن کار نیست و پولی برایش نگرفتم، اما از انجامش به شدت شرمنده‌ام. اگر برای این کار دادگاه دقیقی باشد، حاضرم نقش خودم در این جنایت را اعتراف کنم.

البته دانشگاه‌های غربی هم وضع بهتری از ما ندارند. همین استاندارد آی.اس.آی یک دستگاه مخوف سرکوب حرف‌ها و نظریه‌های جدید است که هر حرف و روشی که با ساختارش بیگانه باشد یا با مذاقش سازگار نباشد را خیلی راحت طرد می‌کند و اگر سماجت کند برای نابودی‌اش اقدام می‌کند. سیستم دانشگاهی غرب هم یک سیستم است و فرد را وادار می‌کند که سروگردن و دست و پایش را در حد سقف و دیوارهای سیستم نگه دارد. (ترجمه: مواظب باشید سر و دست و پایتان از گلیم ما درازتر نشود، و گرنه قطع خواهد شد، ما تقصیری نداریم این دستگاه به صورت اتوماتیک عمل می‌کند.)

در این میان، هنوز جریان‌های فعالی هستند که خارج از این سیستم را می‌بینند و در آن فضا فکر می‌کنند.

اعلامیه‌ای که در ابتدای این یادداشت آمده است در این حال و هواست. انتشارات اوپن هیومنیتیز، مجموعه جدیدی را به سردبیری برونو لاتور و فیل گراهام در دستور کار خود قرار داده است. (این انتشارات همزمان با چاپ کتاب‌ها و نشریات، نسخه الکترونیکی آن را هم منتشر می‌کند، سری به سایت انتشارات بزنید.)
برونو لاتور برای خوانندگان این وبلاگ نیاز به معرفی ندارد و گراهام هارمن، فیلسوف جوانی است که در چند سال گذشته با فرار از اروپا به مصر و استقرار در قاهره، زاویه دید یگانه‌ای برای بررسی فلسفه اروپایی پیدا کرده است.
برای آن دسته از متفکرانی که دوست دارند خرد بومی (به معنای خردی که در این سرزمین خلق شده است نه خرد وارداتی و بعد مثله و ایدئولوژیزه شده) را به جهان معرفی کنند، مجموعه انتشارات متافیزیک جدید فرصت خوبی است که نباید بسوزد.

جمعه، آذر ۲۹، ۱۳۸۷

استانداردهای خیالی جهانی در قبیله ما

چندی پیش مایکل بوراوی جامعه‌شناسی مشهور آمریکایی – رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی آمریکا و معاون فعلی انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی – میهمان انجمن جامعه‌شناسی ایران بود. بوراوی در بابلسر نیز سخنرانی داشت. در طول اقامت در این شهر، از شدت مسائلی که در این شهر وجود دارد و می‌تواند موضوع پژوهش اجتماعی باشد به وجد آمده بود. به شوخی به یکی از دوستان گفته بود «چرا شما ایرانی‌ها مرا دو سال گروگان نمی‌گیرید تا در این‌جا بمانم و پژوهش کنم؟» در جلسه پرسش و پاسخ بعد از سخنرانی از ایشان درباره الزام به چاپ مقاله در نشریات ISI پرسیده شد. یک دقیقه طول کشید تا به او توضیح داده شد که ISI چیست. اصلا با این مؤسسه آشنا نبود. پاسخ او نیز جالب توجه است....
 محمد فاضلی، سفر به دیگری.

شنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۷

دانشگاه اجتماعی

نه! پانصد و ششصت و هفت روز از زمان ارائه ویراست نهایی کار می‌گذرد و هنوز از چاپ «دانشگاه اجتماعی» خبری نیست. ماشین بوروکرواسی دولت عجب قدرتی دارد! چند ماه پیش، آقای دکتر رستمی ابوسعیدی می‌گفت آقای وزیر علوم که کار را دید، گفت چه بحث‌های جالبی. با این وجود، هنوز معلوم نیست که اصل کار در کجای این دستگاه عظیم گیر افتاده است.

فهرست دانشگاه اجتماعی: تولید و پردازش دانش در جوامع دانایی

پیشگفتار

مقدمه

دانشگاه در گذار به دوران دانایی

فصل اوّل. صورت‌بندی‌های سازمانی دانشگاه

دانشگاه همچون قلعه
دانشگاه همچون کارخانه‌ی تولید اطّلاعات
تولید اطّلاعات
بسته‌بندی اطّلاعات
توزیع اطّلاعات
مصرف‌ اطّلاعات
بازسازی کارخانه؟
دانشگاه همچون سوپرمارکت توزیع اطّلاعات
تولید اطّلاعات
بسته‌بندی اطّلاعات
تحویل اطّلاعات
مصرف‌کنندگان
دانشگاه همچون میدان شهر
فردیّت یافتن دانشجویان
گذار به محیط‌های فراگیرمحور
چالش‌های پیشِ روی دانشجومحوری
یافته‌های شناخت‌شناسی
آموزش اجتماعی
بازاندیشی محیط‌های آموزشی

فصل دوّم. واقعیّت‌های اجتماعی پیرامون دانشگاه

جامعه‌ی اطّلاعاتی و بعد
در تعریف صفت «دانایی»
«گذار به جامعه‌ی دانایی»
کاوش در جوامع دانایی
به‌سوی نظریه‌ی اجتماعی فنّ‌آوری‌های جدید اطّلاعاتی و ارتباطی
پیشرفت فنّی = چرخش بیشتر اطّلاعات؟
الگوهای «کارخانه‌ای» و «اجتماعی» در ارتباطات علمی
دانشگاه در مقام رسانه‌ای ارتباطی
به‌سوی شناخت منطق اجتماعی چرخش اطّلاعات
جامعه‌ی دانایی و ‌اجتماعات مجازی
جامعه‌ی دانایی و اجتماعات مکان‌مند
دانش و اخلاق

فصل سوّم. نقاط اتکای فکری برای عزیمت

ویگوتسکی: جریان اجتماعی آموزش
داویدوف: رسیدن به مرحله‌ی انتزاع
پولانی: تبعیت آگاهانه از سنّت
دیوئی: دانشگاه همچون آزمایشگاه
مولکی: برساخت اجتماعی دانش
انگستروم: دانشگاه همچون یک فرانهاد
لاو و ونگر: بسترهای اجتماعی تولید دانش
کولب: چهار مهارت تجربی
برونر: دانش در مقام یک محصول فرهنگی
نوناکا و تاکوچی: شرکت تولید دانش

فصل چهارم. رسانه‌های فنّی تولید دانش

ابزار چیست؟
ابزار، اینترنت و آکادمی
ابزارهای جدید و انتقال اطّلاعات
گروه‌های مباحثه
پست الکترونیک
موتورهای جست‌وجو
وبلاگ
اشتراک محتوا (RSS)
ویکی‌پیدیا، دانش‌نامه‌ی آزاد دانشجویی
پادکست
دسته‌بندی اجتماعی
دستگاه‌های تولید مردمی دانش

پرسش‌ها: تناقض‌های دانشگاه در جوامع دانایی

آموزش یا پژوهش؟
دانشگاه انبوه یا نخبه‌پرور؟
علوم، تحقیقات یا فنّ‌آوری؟
مدیریّت یا رهبری؟
کارآیی یا دانش‌پژوهی؟
خِرد چهارگزینه‌ای؟

یکشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۷

دانشگاهی که باید ساخت

شرکت در کلاس‌های تاریک دانشگاه‌های آجری آینده‌ای ندارد؟
دانشگاه مجازی سرابی بیش نبود و در نهایت کپی بی‌حالی از همان دانشگاه قدیمی در آمد؟

راه دیگری نیست،
باید دانشگاه دیگری ساخت.

به‌نظر می‌آید آدم‌هایی که دانشگاه پی‌یرـ تو ـ پی‌یر چنین قصدی دارند.
در این دانشگاه هر استادی می‌تواند بر اساس پروژه‌های فکری خودش، رشته یا رشته‌هایی دایر کند و هر دانشجویی ـ بدون دغدغه کنکور و سهمیه مناطق ـ می‌تواند سر هر کلاسی که علاقه داشت، شرکت کند.

طول هر دوره بر خلاف دوره‌های 12 تا 17 هفته‌ای مرسوم، فقط 6 هفته خواهد بود. برای استفاده هر چه بیشتر از وقت استاد، بیشتر کارها به خود دانشجویان سپرده می‌شود و استاد فقط نقش نظارتی خواهد داشت. مدرک؟! البته به پای مدرک معتبر دانشگاه آکسفورد نمی‌رسد، اما گواهی حضور در دوره صادر می‌شود. به‌علاوه، از دانشجویان خواسته می‌شود در آزمون یکی از دانشگاه‌های آجری شرکت کنند و مدرکی بگیرند.بعید نیست همین گواهی حضور در بازار واقعی کار اعتباری بالاتر از مدرک دانشگاه‌های بزرگ پیدا کند.

این دانشگاه هنوز راه‌اندازی نشده، اما فهرست اولیه‌ای که از دوره‌ها ارائه داده، فاصله آن با دانشگاه‌های مجازی را نشان می‌دهد:

- اقتصاد باز
- رسانه در کشورهای در حال توسعه
- نگارش غیرداستانی
- نظریه موسیقی
- مصورسازی اطلاعات
- انرژی‌های جایگزین

پس‌نوشت: من به عکسی که این سایت زده شک دارم. یعنی چه که چند تا سفید پوست بنشینند و بحث کنند و سیاه‌پوست‌ها تماشا کنند؟ با وجود این، چاره‌ای نیست، شاید این تجربه راه را برای الگوی بهتری از دانشگاه باز کند.

جمعه، مهر ۱۹، ۱۳۸۷

دانشگاه‌های بزرگ دنیا بدون کنکور

دانشگاه محال شده است؟ نه، یا حداقل هنوز نه. اگر دسترسی اینترنتی خوبی دارید سری به دانشگاه‌های زیر بزنید و در هر رشته که دوست دارید، بدون کنکور وارد شوید. گمان نمی‌کنم این روزها اینترنت کاربرد بهتری از این داشته باشد.

دوشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۷

علم در قلن بیشت و یکم

سمینار علم در قرن بیست و یکم راه اندازی شد. برنامه و سخنرانی‌ها را که دیدم آتشی بر جانم افتاد که ننوشتن نمی‌توانم.

همه این بحث‌ها که این جماعت مطرح کرده‌اند را من یک نفره در «دانشگاه اجتماعی: تولید و پردازش دانش در جوامع دانایی» انجام داده‌ام و بیشتر از 500 روز پیش به دفتر مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم داده‌ام برای چاپ.
تابستان سال گذشته (1386)، اعلام شد که متن نیاز به ویرایش فنی دارد، بعضی موارد انجام شده و بعضی موارد را خودتان باید انجام دهید. گفتم چشم و یک هفته‌ بعد متن ویرایش شده را تحویل دادم.
آبان ماه همان سال، شنیدم که جمله اول پیشگفتار حذف شده ـ همان جا که گفته بودم:
«هشت سال کار در وزارت علوم، تحقیقات و فنّ‌آوری با همه‌ی بحران‌ها و ناامنی‌های فردی به‌خاطر عدم استقرار، مجال بی‌نظیر و تکرارناپذیری برای برپاسازی یک آزمایشگاهِ انتزاعی با هدف بررسی و تأمل در بنیادهای نظام آموزش عالی و نسبت آن با جهان امروز بود.»
گفتم باشد، عیبی ندارد، همین کار را سوژه خوبی برای آزمایشگاه انتزاعی من است.

اواخر سال تلفن زدند که آقا ما فایل کار را گم کرده‌ایم، دوباره بفرست. گفتم آخر شما که دوباره کار را ویرایش کرده‌اید. گفت به هر حال گم شده، گفتم به چشم.
بعد از این تماس، خبری نیست که نیست.

شاید چنان که در خبرها می‌آید، وزارت علوم مسائل استراتژیک دیگری را دنیال می‌کند ـ اما فکر نمی‌کنم چاپ این یک کتاب ـ که اگر از همان اول به انگلیسی می‌نوشتم حالا به ویراست سوم هم رسیده بود ـ چرخه کارهای وزارت علوم را بر هم بزند.

افتخارم این است که همه مسائلی که در آن گزارش مطرح کردم الان برای نمونه در این کنفرانس و در ده‌ها برنامه علمی و پژوهشی بزرگ دنیا مطرح است. تازه من در کارم نظریه‌‌پردازان جدید دانشگاه را هم معرفی کردم که جای چنین مقاله‌ای در کنفرانس خالی است.

خبری، راه حلی، نظری اگر دارید بفرستید.

چهارشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۷

Call for Papers: Literature and Science

The 5th. Biennial Conference of Comparative Literature: Literature and Science

Faculty of Foreign Languages,
University of Tehran, Tehran, Iran.

November 5-6, 2008

The organizing committee of the 5th biennial conference of comparative literature would like to invite scholars from various disciplines such as Science, Humanities, History, Politics, Literature, Art, Philosophy, and Religion, to address topics in the interactions of literature and science in any period and any languages in 20-minute papers. The aim is to provide a chance to examine and redefine the scope of interdisciplinary dialogue between Literature and Sciences at both domestic and international levels.

Suggested themes:

  • Confrontations between Literature and Science in cultures across the world
  • The reflection and/or overriding of superstition/science in the literature of nations
  • The dialogue of pure/experimental sciences with philosophy and literature in the East and the West and their relevant consequences/achievements
  • Literary allegories and symbols borrowed from Mathematics, Astronomy, Philosophy and Religion
  • Architecture, Anthropology, sociology and literature
  • Literary schools/theories as cultural phenomena
Conference Languages: Persian, English, French

Important Deadlines:

Abstracts (not more than 250 words) must reach us by June 19, 2008

Notification of acceptance July 14, 2008

Full articles (not more than 6000 words including notes and bibliography) must reach us by December 20, 2008

All correspondence, including abstract and full article submissions, will be accepted via comlit[at]ut.ac.ir

Please see the submission guidelines in our website at: http://journals.ut.ac.ir/issueuser/IssueArchive.aspx?MissID=10 or http://jor.ut.ac.ir

ps. you can find the English version of the guideline in the second page of this PDF file.

دوشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۶

new scientific community in Iran

Farhad Khosrovkhavar in a paper delivered at The Iranian Studies Group at MIT (ISG):
This article explores the emergence of a new scientific community in Iran. In spite of all the major problems in the country, according to the prevailing international norms (the number of scientific articles published in international journals and their increase throughout the years), there is a remarkable progress made in some scientific fields in Iran during the last two decades. The aim of this article is to display the identity problems of this new group and their relationship to the Iranian society and the 'imagined' world scientific community at large.
To me, living in Iran, this new scientific community is formed here as well. Walking in the dark corridors of Tehran universities, I hear voices searching for new spaces for thinking and research.
Can anybody help me finding the full text of this paper?

جمعه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۶

گزارش جلسه آزمایشگاه فلسفه

دیروز آزمایشگاه فلسفه مه‌زود روز شلوغ و پر کاری را پشت سر گذاشت. یکی متن نامه سندباد را می‌خواند و بقیه خط/حظ می‌بردند. نوبت به من که رسید، گفتند که تو باید شرح سفر پنجم را بخوانی. گفتم نه و دلیلش را هم گفتم. و بعد گفتم که موضوع کار این روزهای من بیشتر به سفر اول می‌خورد و سفر دوم؛ سفرهای سندباد بعد از این دو، بیشتر از سر دیوانگی بوده تا عقل ـ البته نه به معنای کاهگلی کلمه. (مخصوصن سفر پنجم که سندباد را به یک ذره طلا نرساند و بیشتر با بنگ و افیون و مخدراتی از این دست بازی می‌کرد.) و بعد سفر اول را از آنجایی شروع کردم که ساکنان کشتی بر دریا جزیره‌ای دیدند و درختی… گفتند هنوز؟! گفتم تازه داریم به فصل درختکاری نزدیک می‌شویم…

جلسه دیروز چند غایب هم داشت. مرتضای بحری برای توجیه غیبتش متنی را فرستاد که با حذف بعضی واژه‌ها، برای اطلاع اعضا همین‌جا درج می‌شود:

واژه‌ها و آدم‌ها
واژه ها مثل آدم‌ها هستند به تعداد آدم‌ها واژه‌ وجود دارد و شاید هم برعکس، خصلت‌های کلی و جزیی آدم‌ها بر واژه و واژه‌ها منطبق است. به هر حال بر اساس آن شباهت و شاید قیاس، از این رو همچنان که مثلاً آدم‌ها خاین هستند واژه‌ها نیز هم. یک واژه ـ در موارد زیادی ـ پابند منطوق و مصداق خود نیست. با دو واقعیت حال می‌کند و بسیاری دیگر همچون آدم‌ها دوپهلو هستند. و دسته‌ای دگر که عاشقِ غیرتمندِ معشوقِ واقعیتِ خود‌اند. مثلاً به گفته آن فیلسوف، واژه استبداد این قدر غیور و مستبد هست که انواع ندارد. و اگر قرار باشد که علم منطق با همه عظمت و جلالش، خود را خُرد کند و مدعی شود که در عالم تنها یک گزاره منطقی وجود دارد که از لحاظ صورت و محتوا و… درزی لای آن نمی‌رود، به جان فلسفه قسم که، آن گزاره این است: «رند، رند است». (ببینید این قدر رند بود که نشد مثل سایر واژه‌ها از او/آن صحبت شود، رند را می‌گویم، نه واژه‌ی ‌‌رند!!!) البته نیز هستند واژه‌های پابندی که سر از تنشان می‌رود و سیال نمی‌شوند: وقتی واقعیت‌شان نباشد آنها نیز عدم را بر وجود ترجیح می‌دهند. نگاه کنیم به گورستان شاهنامه، سفرنامه، کشف المحجوب، بیهقی، و حتی مثنوی، آکنده از این سنخ‌اند. استخوانی به جا مانده و نفسی بر نمی‌آید. (چه گورستان‌هایی، الفاتحه: [متن کامل فاتیحه]) این نه از ضعف آنها که قوت و رادمردی آنها را می‌رساند. اما در خصوص برخی واژه‌ها حتی نمی‌شود فکر کرد:‌ مثلا ج[…]، م[…]، آ[…] و سه نقطه، دقیقاً خودِ … (منظورم خود خود سه نقطه است، اگه تونست با اون فکر کنه یه … جایزه داره.)
و برخی واژه‌ها،‌ جز به تامل واداشتن و […] کردن ذهن آدمی، گویی در عالم وجود کاری ندارند: موشکافی (دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت یک موی ندانست ولی موی شکافت اندر دل من هزار خورشید بتافت و آخر به کمال،‌ ذره‌ای راه نیافت. ترسا: و تداخل معنای صفت فاعلی و مفعولی. ترسا با فعل ترسیدن، مفعول ترس واقع می‌شود. آبستن: روح‌های منبسط را تن کند هر تنی را باز آبستن کند. قلمرو: آن‌جا که قلم (قلم در معنای خامه یا گام) می‌رود. تشبیه و تردیف زمین به کاغذ و خامه به گام و سه نقطه.
شاید زاد و ولد واژه نیز چون آدمی باشد. شهرت در این‌جا نقش یک […] را دارد. همچنین است که واژه‌ها هم عمر و لذا هم‌عصر آدمی‌اند. تا آدم هست واژه است و، اگر دگراندیشی کنیم، تا واژه هست آدم است، که زبان خانه وجود است. عجب مزبله‌ای را برای سکونت بررررررررررگزززززززززززززززیده‌ایم.
واژه‌ها مثل آدم‌ها نیستند، خود آدم‌ها هستند، بنگر تو کدام واژه‌ای؟ (و البته فقط یکی، دو تا سه تا، و باز هم سه نقطه)

در همین رابطه یکی از وبلاگ‌نویس‌های قدیمی کامنت جالبی فرستاد:

All human life could well be conceived as a great discourse in which different people come to represent different parts of speech. How many people are merely adjectives, interjections, conjunctions, adverbs; how few are nouns, action words, etc.; how many are copulas. How few are Abraham and Antigone, how many are philosopher, poets, painter, oh, uh um, yes, no. People in relation to each other are like irregular verbs in various languages—almost all the verbs are irregular.
—S. Kierkegaard, Journals and Papers

به هر حال جدای از بحث نامربوط این دو بزرگوار، در حال حاضر تصمیم داریم به کار غیرمنطقی کشاورزی بپردازیم.

شنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۶

باز هم شورش در دانشگاه، این بار در نظریه

هفته گذشته، برای اولین بار، در میان جمعی از کارشناسان وزارت علوم، گزارشی شفاهی از کارم درباره‌ی دانشگاه ارائه دادم. پیش از این، فهرست کار را فقط برای معدودی از دوستان خوانده بودم و نظرهایشان را جویا شده بودم. جالب این که بر خلاف عنوانی که برای این کار انتخاب کرده‌ام (دانشگاه اجتماعی: تولید و پردازش دانش در جوامع دانایی)، کار به هیچ وجه اجتماعی نبود و بیشتر حاصل ـ به قول دکتر کاشی ـ «پرسه‌زنی‌های» تنهایی در میان کتاب‌ها، مقاله‌ها، و منابع و بحث‌های اینترنتی بود.

کثرت حیرت‌انگیز بحث‌ها و نظریه‌ها در جهان و سکوت وحشتناک حاکم بر کریدورهای وزارت علوم ایران در برابر پرسش چیستی و ماهیت دانشگاهِ امروزی و نسبت واقعی آن با ساختارهای شناختی شهر، من را هم ساکت کرده بود. از یک طرف با عضویت در چندین گروه مباحثه و هم‌صحبتی با صاحب‌نظران این حوزه، بحث‌های روز دنیا را رصد و سبک ـ سنگین می‌کردم و از طرف دیگر، در کنار روزمره‌گی‌های خودم، به روزمره‌گی افتادن نظام آموزش عالی و مسائلی که گریبانگیر نظام آموزش عالی ایران را مطالعه و تحلیل می‌کردم. تلاش داشتم میان این دو یک نقطه‌ی میانی برای استقرار و قرار یافتن بیابم.

فکر می‌کنم این به تعویق انداختن کارهای اساسی ـ همان چیزی که لاکان «تعلیق زمانی» یا «پروکرستیناسیون» می‌نامد ـ با همه‌ی آسیب‌هایی که دارد، برای من فرصت خوبی برای فکر کردن و پختن یک گزارش بود.

قصد معرفی همه‌ی کار را ندارم. می‌دانید که مه‌زود این روزها بدجوری به تسخیر چوپان‌ها و مقنی‌ها درآمده و جایی برای بحث‌های دانشگاهی نیست.

در این اولین ارائه، بحث‌های خوبی مطرح شد. به عنوان نمونه، در فصل اول کار، چهار الگوی سازمانی از دانشگاه ارائه دادم:

+ دانشگاه همچون قلعه / همان که جریان روشنگری تخریب کرد…
- دانشگاه همچون کارخانه / یعنی تولید انبوه دانش برای مصارف صنعتی و مدرن…
/ دانشگاه همچون سوپرمارکت / یعنی فروش دانش به مصرف کننده، دانشجو، بخشی از بازار…
× دانشگاه همچون میدانِ شهر / یعنی استقرار دانشگاه در میدان شهر، خراب شدن دیوارهای میان دانشگاه و بقیه‌ی شهر، و …

و بعد گفتم این چهار صورت‌بندی سازمانی را بیشتر غیر خطی و کمتر تاریخی ـ تکاملی می‌دانم. یعنی این چهار صورت با پررنگی یا کمرنگی، همیشه‌ی تاریخ بوده. دانشگاه همچون میدان شهر را می‌شود در یونان باستان هم دید و دانشگاه همچون میدان قلعه، هر چند لحظه‌ای و آنی، در ارتباط صمیمانه‌ی میان استاد و دانشجو حتی در یک دانشگاه خیلی مدرن هم بازسازی می‌شود. آقای دکتر رحیم‌زاده می‌گفت وقتی دانشگاه هاروارد یا ام آی تی بودجه هنگفتی می‌گیرند، به تعبیر ایشان ما که نمی‌فهمیم یعنی چقدر، اما از قرار معلوم با بودجه کشوری به بزرگی اردن قابل مقایسه است، همین یعنی این که این پروژه یک پروژه‌ی قلعه‌ای است. و آقای رشنوادی می‌گفت در بعضی منابع به جای دانشگاه قلعه‌ای از دانشگاه قلّه‌ای استفاده می‌کنند.

به این نتیجه رسیده‌ام که کار خیلی متراکم و شلوغی انجام داده‌ام. همین بحث‌های فصل اول برای خودش یک مثنوی هفتاد منی یا به تعبیر امروزی یک دامین با هفتاد مگابایت فضا و هفت گیگابایت ترافیک می‌شود. (فصل دوم: جامعه‌ی اطلاعاتی، جامعه‌ی دانایی و دانشگاه؛ فصل سوم: رهیافت‌های نظری از ویگوتسکی تا نوناکا و تاکوچی؛ فصل چهارم: دانشگاه و ابزارهای جدید فنی، وبلاگ + پادکست + ویکی + آراس‌اس + رایترلی + اسکریبد + …. فصل پنجم: یک کشکول پر از پرسش تازه).

بیشتر: فهرست گزارش، پیشگفتار جناب آقای اسماعیل یزدان‌پور.

  © Blogger template Writer's Blog by Ourblogtemplates.com 2008, Modified by Esmail Yazdanpour

Back to TOP