توجه:
اين واحد صنفي به مهزود نقل مکان داده است. بقيهي تجهيزات بهجاي مانده در اين مکان متروک بعدن منتقل خواهد شد. خواهشمند است لينکهاي خود را آپديت فرماييد.
سهشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۳
سهشنبه، بهمن ۲۰، ۱۳۸۳
دموكراسي چنگيزي
سايت انترنتي Asia Sources بتاريخ 12 سپتمبر 2002 مصاحيه اى دارد با آقاى داكتر (Paula Sabloff) استاد انتروپولوژى دانشگاه پنسلوانيا و اديتور مجله (مغولستان نوين) كه در آن از اصطلاح لويه جرگه (به همين لفظ) ياد آور شده و آنرا به چنگيز خان نسبت ميدهد. او ميگويد: دموكراسى مغولستان هشتصد سال عمر داشته و اولين نهال دموكراسى بدست (مبارك) چنگيز خان غرس گرديد. نه تنها اين، كه مغولها چنگيز خان را بانى حقوق انسان و چند گرائى (پلوراليزم) نيز ميشناسند.
به نقل از: "خان؛ سمبول جامعه قبيلوى" در: ذهنيت قبيلوي ديواره اي فرا راه تدين و تمدن.
متن كامل كتاب
سايت احمد شاه مسعود
اين مقاله هم خواندني است:
دوشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۳
دوباره ريزوم
ريزومها در فاصلههاي مياني ريشهي اصلي گياه و درخت ميرويند. ريزوم انبوه و متكثر است. از اين رو هيچ آغاز و پاياني براي آن متصور نيست... بر خلاف ريشه كه فقط در يك جهت سير ميكند، ريزومها در جهات مختلف ميرويند... ريزومها همواره در حاشيه ميرويند... ريزوم جايگاه و سامانه خاصي ندارد و هميشه در پي تجربههاي ديگر است... ريزومها سيال و شكننده [؟] هستند بر خلاف لايهها و ريشهها كه سفت، سخت و نفوذناپذيرند.
ارتباط ميان ريزومها بر اساس همزيستي و سازگاري است در حالي كه ارتباط ميان ريشهها يا لايهها از نوع سازمانبندي شده، تمركزگرا و سلسله مراتبي است. ريزوم از توافق و سازگاري ميان عناصر مختلف شكل گرفته است.
دربارهي ژيل دولوز، روزي برايدوتي، ترجمهي محمدرضا ارشاد، همشهري 23 آبان 1381.
یکشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۳
محض آپديت
چند روزي از عمر گرانمايه را بر سر اين كار گذاشتم. ايده اوليه همانطور كه در يك يادداشت گفتهام، اين بود كه «فضايي براي رصد، طرح، بحث و تأمل در نظريههاي جديد آموزش عالي و ابعاد فرهنگي و اجتماعي آن» ايجاد شود. به قول مادرم، از خدا كه پنهان نيست از شما چه پنهان كه اين كار، حتي نام و دامنه، بخشي از برنامههاي شخصي خودم بود كه حالا وقف حوزهي عمومي شده است.
از اين به بعد بايد بنشينم و دعا كنم كه اين پيوندِ به شدت ناهمجور با ساختارهاي بروكراتيك بگيرد. من بد بين نيستم، هر چه باشد در شرايطي زندگي ميكنيم كه ميتوان مغز انسان را به بولدوزر پيوند زد.
از اين به بعد بايد بنشينم و دعا كنم كه اين پيوندِ به شدت ناهمجور با ساختارهاي بروكراتيك بگيرد. من بد بين نيستم، هر چه باشد در شرايطي زندگي ميكنيم كه ميتوان مغز انسان را به بولدوزر پيوند زد.
اشتراک در:
پستها (Atom)