ديشب بعد از كلي سخنراني گوش كردن با عجله و به دو برگشتم دفتر تا وسايلم را بردارم. وسط راه يادم افتاد كه بايد يك كتاب هم بخرم. بعداً ميگم چي ميخواستم بخرم. آدم وقتي پايش را توي كتابفروشي ميگذارد ديگر احساس غربت نميكند؛ حتي اگر مثل فروشگاه جديد نشر چشمه آنقدر فضا پستمدرن باشد كه تو مجبور باشي هي بچرخي و بچرخي، مثل وسط گود زورخونه. داشت سرم گيج ميرفت كه يكي بهدادم رسيد. . . . . ـ نه نداريم.
از دم در برگشتم و راست رفتم سر نشانهشناسي كاربردي فرزان سجودي. كلاس درسش را از دست داده بودم و حالا نميشد كه بي كتاب به خانه برگردم. توي تاكسي فهميدم كه يك كار ترجمهاي و پساترجمهاي است و حالا اينجا كه يك كم روشنتر است، ميبينم كه حرف از نشانهشناسي لايهاي زده است، به قول بميها، دمش گرم.
اگر اين موضوع در ميان نظريههاي اروپائيان و امريكاييها مطرح نشده است، شايد بيشتر به اين خاطر باشد كه نشانه از نظر آنها تك معنايي است و نميتوان از لايههاي معنايي مختلف و حتي متضاد يك نشانه در آن فرهنگ سخن گفت. اما اينجا تو فكر ميكني كه نشانهها ثابتاند، در حالي كه آنها حركت ميكنند، همچون حركت ابرها.
شنبه، دی ۲۰، ۱۳۸۲
پنجشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۲
زلزله
از ساعت پنج و سي دقيقه بامداد جمعه پنجم ديماه يكهزار وسيصد و هشتاد و دو همه مرحلهبنديها و دورانهاي تاريخي از جمله مدرن، پس از مدرن (يا همان پستمدرن)، مدرنيته متأخر، پس از انقلاب، پس از جنگ، سازندگي، اصلاحات و غيره به پايان رسيد و دوران جديدي آغاز شد كه ميتوان آن را «دوران پس از زلزله» ناميد. اين دوران واجد مختصات و مشخصات ويژهاي است و صورتبنديهاي فلسفي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، ديني، هويتي، آموزشي، شناختي، كنشي، پزشكي، نظامي، فني، زباني، رسانهاي، معماري، جغرافيايي، ورزشي، كشاورزي بسيار جديدي را سبب خواهد شد. برخي از صورتبنديهاي جديد شكل كاملاً تحول يافتهاي از صورتبنديهاي پيشين خواهند بود و بسياري ديگر را شايد بتوان با كمك قوه خيال ترسيم كرد.
اشتراک در:
پستها (Atom)